تبليغاتX
كلبه خرابه هنر

 

تصاويري از جديدترين ساخته كمال تبريزي؛ «هميشه پاي يك زن در ميان است

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 19:55  توسط سیناو 3 خبرنگار مافيايي(غزال سعيد پدرام)  | 

 

دوستان عزيز، هموطنان گرامی

در چند روز گذشته صحبتهای فراوانی درباره ی فيلم 300 در گرفت. بسيار از اين که اين فيلم احساسات عمومی ايرانيان را جريحه دار کرد متاسفم، و اگر هنگامی که آهنگساز فيلم از من خواست تا در موسيقی متن مشارکت داشته باشم می دانستم که فيلم 300 چنين بازتاب منفی بزرگی خواهد داشت، به يقين از پذيرفتن اين کار خود داری می کردم.

اين نامه را از آن رو می نويسم که به عنوان يک ايرانی حرف شما و احساس شما برايم بسيار مهم ست. همانگونه که می دانيد اولين روزی که من چند صحنه ای را که به صدای من نياز داشت ديدم، خيلی جا خوردم که چرا ايرانی ها را اين طور نشان می دهند و از آهنگساز پرسيدم که اين چه نوع فيلمی است. او برايم توضيح داد که اين اصلا فيلم تاريخی نيست، بلکه يک فيلم فانتزی است که از روی يک کتاب فانتزی ساخته شده است. من با چينن ذهنيتی به کار ادامه دادم.

زمانی که برای اولين بار فيلم را بطور کامل ديدم، احساس کردم که اين فيلم با وجود جدی بودن و فانتزی بودن برخی ايرانيان را ناراحت خواهد کرد. به همين دليل تصميم گرفتم تا نامه ای برای شما بنويسم و هچنين با برخی از نشريات امريکايی مصاحبه کردم تا موضع خودم را در قبال اين مساله مشخص کنم.

شما به خوبی می دانيد که موسيقی، فرهنگ، و انسان دوستی بنای زندگی من در تمام سالهای گذشته بوده است. من بارها در کشورهای مختلف برای اموری چون کمک به جنگ زدگان لبنان، کمک به مردم فلسطين، زنان افغانستان و ساختن مدرسه برای کودکان بی سرپرست کنسرت داده ام، و در تمام اين مدت نيز به عنوان يک زن ايرانی به کشور و فرهنگ خود افتخار کرده ام. برخی از نامه هايی که در اين مدت دريافت کردم برايم غير منتظره بود، چرا که بر اين باورم که پرخاش و بی حرمتی مسائل را حل نمی کند. اما به هر صورت بعد از اين همه سال می دانيد که يکايک شما برای من مهم هستيد، چرا که مخاطب است که هنر ما هنرمندان را محک می زند. اميدوار باشيم که در سال جديد با کارهای فرهنگی بهتر بتوانيم قدمهای مثبتی در راستای شناساندن فرهنگ و تمدنمان به دنيا برداريم.

با احترام

اعظم علي

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 16:9  توسط سیناو 3 خبرنگار مافيايي(غزال سعيد پدرام)  | 

بزرگداشت حکیم عمر خیام


حکیم غیاث الدین  ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری معروف به حکیم عمر خیام نه تنها یک ریاضی دان و فضا شناس بزرگ بوده است بلکه در فلسفه ، پزشکی و شعر نیز شهرت جهانی دارد . گر چه مقام علمی خیام از مقام ادبی او برتر است ولی شهرت وی بیشتر به واسطه رباعیاتش شهرت جهانی دارد .
خیام نیشابوری در سال 329  ه. ق در نیشابور دیده به جهان گشود . وی پس از طی تحصیلات در حوزه ای مختلف در رشته ریاضیات و نجوم تبحر خاصی یافت و در این حوزه شیوه های خاصی را در حل مسایل مختلف  ابداع کرد . به دلیل  تبحر و دانش عظیمی که در این دو علم بدست آورده بود  ، ملکشاه سلجوقی او را به سوی در بار  فراخواند و وی را در صدر نشاند .
خیام در نزد ملکشاه دست به انجام کارهای علمی بسیاری زد که از میان آنها می توان به نگارش تقویم جلالی اشاره  کرد . او بنا به در خواست ملکشاه  رصدخانه ملکشاهی را ساخت و در صدد  اصلاح تقویم موجود بر آمد .  تقویم جلالی او که امروزه در میان ایرانیان رواج دارد از چنان اعتباری بر خوردار است که تا کنون کمتر به آن ایراد وارد شده است . همچنین گفته اند  تقویم او از تقویم گریگوری  دقیق تر است . پیش تر شش  گونه تقویم در حوزه تقویم مسیحی مورد لحاظ قرار می گرفت که  تقویم "چرخه  خورشیدی"  که مبدا آن سال 5777 قبل از میلاد است ، قدیمی ترین آنها به شمار می رود  .
همچنین تقویم دوره ژولیان با مبدا 4714 قبل از میلاد از آن جمله است . تقویم دیگر تقویم ژولیان است که مبدا آن سال 45 قبل ازمیلاد است . دیگری تقویم سزار اسپانیا است با مبدا سال  38 پیش از میلاد است . مبدأ تاریخ اکسیون هم سال اول قبل از  میلاد است والبته  مبدأ تقویم پیسا نیز سال یک قبل  از میلاد است . در حال حاضر در غالب کشور های جهان تقویم گریگوری حاکم است و بیشتر کشورها به منظور تطبیق خود با مبنای اقتصادی دیگر کشور این تقویم را مبنای کار خود قرار داده اند .
رباعیات خیام را به اغلب زبان های زنده دنیا ترجمه کرده اند ،  از جمله در سال 1839 توسط ادوارد فیتزجرالد به انگلیسی ترجمه شده و انگلیسی زبانان از همین طریق با مضامین رباعیات خیام آشنا شده اند. این رباعیات هنوز هر سال به زبان انگلیسی با حاشیه نویسی فیتز جرالد تجدید چاپ می شود.
عده ای از تذکره نویسان خیام را شاگرد ابوعلی سینا و عده ای دیگر شاگرد امام موفق عارف معروف دانسته اند .  تاریخ وفات عمر خیام را مورخان تاریخ عمومی چهارم دسامبر سال 1123  میلادی  ، بین سال های 520 ـ 517 هجری قمری ذکر کرده اند که در نیشابور اتفاق افتاد . وی را در امامزاده محروق دفن کرده اند .
مورخان تاریخ عمومی جهان با تطبیق تقویم ها هجدهم ماه مه سال 1048 میلادی برابر با 28 اردیبهشت را روز تولد حکیم عمر خیام  ریاضی دان، فیلسوف و ادیب بزرگ ایرانی نوشته اند که از دیر زمان در وطن ما روز بزرگداشت این اندیشمند نامیده شده و آیین هایی برگزار می شود. عمر خیام در دوره سلطنت ملکشاه سلجوقی و در زمان وزارت خواجه نظام المک اصلاح تقویم کرد . تقویم هجری خورشیدی که مورد استفاده ما ایرانیان است، ششم مارس 1079 میلادی (926 سال پیش ) توسط حکیم عمر خیام تکمیل شد که به تقویم جلالی معروف گردیده است، زیرا که در زمان حکومت جلال الدین ملکشاه سلجوقی تنظیم شده بود. این تقویم دقیق تر از تقویم میلادی است، زیرا که عدم دقت آن هر 3770 سال یک روز است و تقویم میلادی هر3330 سال.
وی در طول حیات خود چند سفر تحقیقاتی به اصفهان، سمرقند، بخارا و ری کرده بود. خیام بر  خلاف همدوره اش خواجه نظام الملک وزیر ملکشاه سلجوقی، به کار دیوانی (دولتی) علاقه نداشت ، با وجود این دعوت شاه وقت را برای ساختن رصدخانه ری پذیرفته بود.
پاره ای از مورخان خیام را در عین حال یک میهن دوست (ناسیونالیست) ایرانی خوانده اند که برخی ویژگی های ایرانیان از جمله مهربان بودن و مهربانی کردن را توصیف کرده است . عمر خیام علاقه ای عجیب به زادگاهش، نیشابور، داشت که در دوران ساسانیان به صورت شهری بزرگ درآمد و یک بار هم پایتخت ایران شد. این شهر در ردیف بلخ ، بخارا ، هرات و مرو یکی از پنج شهر بزرگ خراسان به شمار می رفت و طاهر ذوالیمینین در همین شهر حکومت ایران را مستقل از جهان عرب اعلام داشت. 22 نوامبر سال 1267میلادی (666 هجری قمری) یک زمین لرزه شدید این شهر تاریخی خراسان را ویران کرد و هزاران تن را مقتول و مجروح ساخت. نیشابور سه سال بعد به هزینه دولت وقت تجدید بنا شد. آرامگاه خیام در این شهر قرار دارد و به همین سبب نیشابور در جهان به شهر «عمر خیام » معروف است.
آثاری که از حکیم عمر خیام بر جا مانده است از این جمله می باشد : نوروزنامه  ـ روضه القلوب ـ  رباعیات (  که بالغ بر 100 رباعی است)  ـ رساله فی شرح ما اشکال من مصادرات اقلیدس  ـ رساله فی ابراهین علی المسائل الجبر و المقابله  ـ میزان الحکم رساله الکون و التکلیف ـ الجواب عم ثلاث مسائل اضیاء العقلی ـ رساله فی الوجود ـ رساله فی کلیه الوجود ـ کتاب الزیج المکشاهی .
همه ساله چنین روزی به عنوان روز بزرگداشت حکیم عمر خیام گرامی داشته می شود . 
خیام در سال 517 ه. ق چشم از جهان فرو بست .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 21:17  توسط سیناو 3 خبرنگار مافيايي(غزال سعيد پدرام)  | 

خواننده ایرانی 300:
فیلم را جدی نگیرید
از همه ایرانی ها معذرت می خواهم


"اعظم علی" در ده سال گذشته در فیلم ها و سریال های مشهور آمریکایی  آواز خوانده است.
اعظم علی خواننده ایرانی که آواز فیلم جنجال برانگیز 300 را خوانده است در روزهای اخیر متنی بر روی وب سایتش منتشر کرده که از دلایل خود برای مشارکت درتولید این فیلم که با اعتراض بسیاری از ایرانیان روبرو شده، سخن گفته است. اعظم علی می گوید که با وجود آن که ناراحتی ایرانیان را درک می کند اما معتقد است که آنها برای شناساندن فرهنگ خود به دیگران گامهای چندان موثری برنداشته اند.
اعظم علی خواننده ایرانی مقیم لس آنجلس گفتگویی را با بی بی سی انجام داده که در زیر می خوانید:
مختصری از زندگی و کارتان برای ما بگویید.
من در تهران به دنیا آمدم و از چهار سالگی مادرم من را به هندوستان فرستاد به مدت یازده سال در یک مدرسه شبانه روزی در آن کشور بودم تا اینکه در سال 1985 با مادرم به امریکا آمدم.
چطور شدکه برای فیلم 300 به عنوان خواننده انتخاب شدید؟
آهنگسازی که تا به حال چهار تا فیلم با او کار کرده ام، وقتی قرار شد روی فیلم 300 کار بکند پیشنهاد کرد که آوازهای فیلم را من بخوانم. من هیچ چیز درباره آن نمی دانستم.
اولین روزی که من فیلم را دیدم و صحنه های که قرار بود من آواز بخوانم را دیدم، خیلی جا خوردم که چرا ایرانی ها را این جوری نشان می دهند و از آهنگساز پرسیدم که این چه نوع فیلمی است و او برایم توضیح داد که این اصلا فیلم تاریخی نیست، بلکه یک فیلم فانتزی است که از روی کتاب فرانک میلر ساخته شده است. من از او خواستم که صحنه های دیگری از فیلم را هم ببینم وقتی این صحنه ها را دیدم با این که کمی ناراحت شدم ولی دیدم این فیلم واقعا آن قدر فانتزی است که اصلا نمی شود آن را جدی گرفت نه فیلم تاریخی است و نه من این داستان را جدی گرفتم. وگرنه این کاررا نمی کردم.
مثلا برای من فیلم اسکندر خیلی ناراحت کننده بود چون آن یک فیلم تاریخی بود و یا "بدون دخترم هرگز" که یکی از بدترین فیلم هایی است که در هالیوود درباره فرهنگ ایرانی ها ساخته شده است.
چون فکر کردم که این یک فیلم فانتزی است قبول کردم که آوازهای آن را بخوانم.
پس انتظار این همه واکنش اعتراضی ایرانی ها را نداشتید؟
نه اصلا، اگر می دانستم که خیلی از ایرانی ها از اکران این فیلم ناراحت می شوند، این کار را نمی کردم و من متاسفم که این اتفاق افتاده است.
ایرانی های دیگری هم در تولید این فیلم نقش داشتند ولی از هیچ کدام آنها صدایی در نیامد ولی من خودم یک نامه ای را منتشر کردم که از این موضوع ابراز تاسف کردم و دلایل این کار را توضیح دادم.
شما اولین بار فیلم را بصورت کامل کجا دیدید؟
من یک هفته قبل از اکران رسمی آن در پیش اکران که مخصوص سازندگان فیلم بود، فیلم را دیدم.
بعد از آن احساس نکردید که ممکن است ایرانی ها از این فیلم خوششان نیاید؟
چرا اتفاقا من به همراه همسرم رفتیم فیلم را دیدیم و بعد از آن به او گفتم که فکر می کنم این فیلم ایرانی ها را ناراحت کند.
الان که با انتقادات و اعتراضات ایرانیان مواجه شده اید، فکر می کنید اگر از این میزان اعتراضات آگاه بودید باز هم این کار را قبول می کردید؟
سوال خیلی سختی است، خب دیگر کار از کار گذشته، به نظر من حالا که این اتفاق افتاده فرصتی هست که ایرانی ها بتوانند با هم صحبت کنند. اگر قرار باشد که هویت ملی با یک فیلم فانتزی به خطر افتد نشانگر آن است که ما فقط به تاریخ مان افتخار می کنیم و نه به چیزهایی که الان داریم.
ببینید من فیلم را دیدم، در تمام صحنه هایی که از مقاومت اسپارت ها در برابر ایرانیان اسطوره سازی می شود صدای آواز شما را می شنویم، این شاید احساس خوبی به یک ایرانی ندهد، شما هم با این موضوع موافقید؟
من دقیقا این حرف را قبول دارم، چون همان طور که گفتم خودم هم که اول فیلم را دیدم همین احساس بهم دست داد.
من توی مصاحبه هایم با رسانه های امریکایی هم برایشان توضیح می دهم که چرا ایرانی ها از اکران این فیلم احساس ناراحتی می کنند چون ایرانی ها در این فیلم یک ذره هم ماهیت انسانی ندارند.
من می خواهم همین را به ایرانی ها بگویم که چون امریکایی ها چیزی از فرهنگ ما نمی دانند به خودشان اجازه چنین کارهایی را می دهند چون مثلا امکان نداشت که مشابه چنین فیلمی را درباره سیاه پوستان بسازند چون با اعتراضات زیادی مواجه می شدند.
ولی من می گویم که باید از حد اعتراض فراتر رفت و کاری کرد که بتوانیم فرهنگ مان را به آنها نشان بدهیم چون این اولین فیلمی نیست که ساخته شده و قبل از آن هم فیلم هایی مثل اسکندر ساخته شده بود.
آیا اعتراضات ایرانیان در روزهای اخیر به تهی کنندگان آن هم منتقل شده است؟
من اتفاقا با چند نفر از کمپانی برادران وارنر صحبت کردم به نظر می رسد که این اعتراضات زیاد به گوش آنها نرسیده است ولی من با چند رسانه امریکایی درباره این موضوع مصاحبه کردم.
خبرهایی از ایران شنیده می شود که بعضی از جوان ها با اس ام اس به هم خبر داده اند که می خواهند در اعتراض به فیلم در برابر دفتر سازمان ملل تجمع کنند و همین طور فیلم هم با زیر نویس در شبکه مخفی ویدیویی ایران در سطح گسترده ای توزیع شده است، شما برای این معترضان و بینندگان ایرانی فیلم چه حرفی دارید؟
من به آنها می گویم که این قدر فیلم را جدی نگیرند، چون من در وب سایت های زیادی دیدم که خیلی از ایرانی هایی که در خارج هستند هم با من هم عقیده هستند که فیلم را نباید جدی گرفت.
بعد هم کارگردان فیلم هشت سال بود که روی این پروژه کار می کرد و بطور اتفاقی در این موقعیت زمانی فیلم ساخته و اکران شده است.
کسانی را که ناراحت می شوند درک می کنم ولی من با کمال شرمساری از همه ایرانی ها  عذر می خواهم.
اما من وقتی صحنه های اولیه فیلم را دیدم زیاد قضیه را جدی نگرفتم حالا هم فکر می کنم باید کارهای عمیق تری برای معرفی فرهنگ غنی ایرانی انجام گیرد .
سینا هنرمند
کاری از عباس اسماعیل گل

نویسنده و منتقد سینما

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 18:50  توسط سیناو 3 خبرنگار مافيايي(غزال سعيد پدرام)  | 

"سنگ، کاغذ، قیچی" یا سنگ، کاغذ،" هیچی"

جدیدترین ساخته سعید سهیلی در حالی در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد، که نتوانست انتظارات منتقدان و مخاطبان را به هیچ عنوان برآورده کند.
"سنگ، کاغذ، قیچی " که قبل از اکرانش در جشنواره فجر ، سروصدای زیادی به پا کرده بود. پس از نمایش، خیلی ها به این باور رسیدند که همه این تبلیغات، همانند طبلی توخالی بود که در واقع چیز خاصی برای گفتن نداشت.
سعید سهیلی در" سنگ، کاغذ، قیچی" از بازیگران حرفه ای و نام آشنای سینمای کشور استفاده کرده، هنرمندانی که هر کدام موجب کشاندن خیلی ها به سینماها می شوند، چهره هایی مانند جمشید هاشمی پور، امین حیایی، شهرام حقیقت دوست، اندیشه فولادوند، نیلوفر خوش خلق و قاسم زارع، از طرفی جلوه های ویژه پلیس، هم از نکات مثبت فیلم است. اما حیف که همه این عوامل، فدای پرداخت ضعیف کارگردان به سوژه فیلم شده، زیرا خط اصلی داستان از سوژه‌ای ناب و جذاب برخوردار است اما سعید سهیلی تا حدودی غیرحرفه ای به این سوژه پرداخته که ارزش اصلی داستان را به ورطه نابودی کشانده است.
سهیلی این فیلم را دو سال قبل ساخته به همین علت هیات انتخاب جشنواره فجر ، نسخه اصلی آن را تماشا کرده بوده اند و شاید دلیل اصلی انتخاب این اثر در سودای سیمرغ همین مساله بوده است.
اگر بخواهیم به عواملی که موجب ضعیف جلوه دادن این فیلم شده ، بپردازیم ابتدا باید به ترکیب بازیگران اشاره کرد.
از این که این اثر از بازیگرانی حرفه‌ای و محبوب بهره‌ می‌برد شکی نیست اما ترکیب آنها ترکیبی تکراری و سنتی به حساب می‌آید که این مساله از جذابیت‌های نقش‌ها کاسته است. به عنوان مثال بازیگرانی چون جمشید هاشمی پور، شهرام حقیقت دوست، قاسم زارع و حتی اندیشه فولادوند همان نقش‌های کلیشه‌ای خود را ارائه کرده‌اند. که این مساله برای مخاطبان ملال آور است. اگر سهیلی در انتخاب بازیگران دقت عمل بیشتری به خرج می داد، شاید بر جذابیت فیلم افزوده می شد. از طرفی دیالوگ های بازیگران هم بعضی مواقع بی ربط با خط داستان گفته می شود که این مساله منجر به عدم شناخت کافی بعضی از شخصیت های داستان شده است.
نکته دیگری که تاثیر نامطلوبی بر کیفیت کار گذاشته ، موسیقی متن محسوب می شود. به طوری که در کل 103 دقیقه فیلم، شاید تنها دقایقی کوتاه فیلم بدون موسیقی پیش می‌رود، ناگفته نماند سهیلی قصد داشته با این اقدام، دلهره و ترس را به مخاطبان تزریق کند اما این مساله اغلب موجب آزرده خاطر شدن مخاطب می شود و هیچ‌گونه استرس و اضطرابی را القاء نمی‌کند.
نکته آخری که موجب تضعیف داستان شده، سفارشی کارکردن آن است ، سهیلی این فیلم را به صورت غیر مستقیم به سفارش ناجا ساخته ، که ابتدا قرار بود در جشنواره فیلم پلیس به اکران درآید که فیلم به آن فستیوال نرسید و در نهایت در جشنواره فیلم فجر حضور یافت، به جرات می توان گفت، سهیلی فیلمنامه سنگ، کاغذ، قیچی را فدای بعضی خوسته های شخصی کرده، زیرا با پرداختن بیش از حد و غیر منطقی به جلوه های ویژه پلیس، مسیر داستان را فراموش کرده و تنها به نشان دادن توانایی‌های جدید پلیس کشور اندیشیده است.
در مجموع می توان گفت :بهتر است اسم "سنگ، کاغذ، هیچی" را جایگزین" سنگ کاغذ قیچی"  کنیم زیرا کارگردان با این اثر، هیچ چیز خاصی برای گفتن ندارد. ای کاش داستان زیبا و بدیع کار، فدای سهل انگاری سعید سهیلی نمی شد.

به قلم

عباس اسماعیل گل

نویسنده و منتقد سینما

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 18:49  توسط سیناو 3 خبرنگار مافيايي(غزال سعيد پدرام)  | 

" حلقه سبز" حاتمی کیا در راه است

سریال داستانی حلقه سبز به نویسندگی و کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا و تهیه کنندگی محمدپیرهادی بزودی از شبکه 3 سیما به نمایش در می آید.
 این مجموعه که در نوبت پخش به سر می برد قصه آن از زبان یک روح گفته می شود، از زبان روحی که دچار مرگ مغزی شده و علاقه ندارد قلبش به شخص دیگری اهدا شود.
او در طول قصه قصد دارد با همه توان تلاش کند تا دوباره به زندگی بازگردد که این رفتار ماجراهای پیچیده ای را به دنبال خواهد داشت.
بازیگران این مجموعه عبارتند از" حمید فرخ نژاد، سیما تیرانداز، محمد حاتمی، حمیرا ریاضی، آتش تقی پور، نسیم ادبی، بهرام علیان، محمد علی ساربان، حسین افشار و سیروان اسدنژاد.
 از دیگر عوامل فیلم می توان به مجری طرح : موسسه فرهنگی هنری حک فیلم، برنامه ریزان و دستیاران اول کارگردان" حجت دیجوری، علیرضا شمس شریفی، انتخاب و بازیگردانان" محمدحاتمی، شکر خدا گودرزی، طراح صحنه : داریوش پیرو، مدیر تصویربرداری: سیروس عبدلی، طراحی گریم: محمدرضا قومی، صدابردار: اصغر آبگون، صداگذاری: مهرداد جلوخانی، تدوین :مهدی حسینی وند، جلوه های ویژه رایانه ای: رضا فخاریه، منشی صحنه: مینا زرپور، دستیاران دوم کارگردان : مجید کرباسیان، علی مردانه، مدیر تولید: ابراهیم اصغری،

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 18:48  توسط سیناو 3 خبرنگار مافيايي(غزال سعيد پدرام)  | 

"پارك وی" برای زیر16ساله‌ها ممنوع

با توجه به دستور اداره کل نظارت و ارزشیابی سینمای حرفه ای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تماشای این فیلم برای تماشاگران کمتر از 16 سال ممنوع شد. 
این اثر اولین فیلم داخلی در ژانر وحشت است که تماشای آن برای مخاطبان شامل محدودیت سنی شده است. 
در خلاصه داستان پارک وی، آمده است: پل پارک وی تهران برای کوهیار هدایت صرفا بخشی از یک بزرگراه نیست، پلی است به سوی رها روانبخش، پلی که کوهیار فکر می‌کند با حرکت خلاف جهت روی آن به قصه عشق می‌رسد، اما نمی‌داند که سرانجام این قصه لالایی نیست.
پارک وی به تهیه کنندگی سید غلامرضا موسوی است پخش این فیلم از موسسه بین‌المللی فیلمیران است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 18:46  توسط سیناو 3 خبرنگار مافيايي(غزال سعيد پدرام)  | 

 ده نمکی : اخراجی ها را به خانه مجید سوزوکی می برم

تهیه کننده و کارگردان فیلم اخراجی ها به همراه جمعی از عوامل سازنده فیلم به دیدار خانواده شهید "مجید خدمت" می روند.
کارگردان فیلم اخراجی ها ضمن اعلام این خبر گفت: این دیدار به منظور تجدید خاطره و تجلیل از خانواده شهید خدمت صورت می گیرد.
مسعود ده نمکی با اشاره به اینکه تعدادی از دوستان هم رزم شهید نیز در این دیدار حضور خواهند داشت گفت: 5 شنبه 27 اردیبهشت سال جاری به همراه حبیب الله کاسه ساز و جمعی از بازیگران فیلم به دیدار خانواده شهید خدمت می رویم.
لازم به ذکر است شخصیت مجید سوزوکی در اخراجی ها براساس زندگی نامه شهید "مجید خدمت" طراحی شده است.
این دیدار ساعت سه بعدازظهر پنجشنبه صورت می گیرد.


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 18:46  توسط سیناو 3 خبرنگار مافيايي(غزال سعيد پدرام)  | 

پوتین و رباعیات خیام

ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه در لحظات دشوار زندگی اش با خواندن رباعیات عمر خیام، شاعر بزرگ ایرانی به خود کمک می کند تا روحیه‌اش را حفظ کند.
به گزارش  ibnlive، پوتین در کنفرانس مطبوعاتی خود در کاخ کرملین در پاسخ به این سوال که در لحظات دشوار چگونه آرامش خود را باز می یابد گفت: "مسلما آرامش من هم مانند هر انسان دیگری در بعضی مواقع به هم می ریزد. در چنین مواقعی سعی می کنم اشعار عمر خیام را بخوانم تا روحیه ام بهتر شود. این اشعار در چنین مواقعی کمک بزرگی به من می کنند.
وی افزود: همسرم اخیرا ترجمه کتاب بسیار خوبی از اشعار عمر خیام را به من هدیه داده است. در این کتاب با سطرهای بسیار جالبی روبرو می شویم که می توانند در لحظات دشوار، بسیار آرام بخش باشند.
برپایه این گزارش در کشور روسیه و یا به روایت دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن در کشور شوراهااز نزدیک شاهدیم که در تمام خانه های روسی یک جلد رباعیات خیام به چشم می خورد. اینجا همه خیام را می شناسند و رنج هایشان را با رباعیات او التیام می بخشند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 18:44  توسط سیناو 3 خبرنگار مافيايي(غزال سعيد پدرام)  | 

در تقابل با 300 ؛
«پارسه
پایتخت جهان» ساخته می شود

فیلم مستند – سینمایی «پارسه پایتخت جهان» که برپایه مستنداتی برگرفته‌ از متون کهن ایرانی، به مرور تاریخ پُر عظمت ایران می‌پردازد، در «مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی» کلید خورد. 
فیلم «پارسه پایتخت جهان» به کارگردانی «پژمان فخاریان» به مدت زمان 90 دقیقه و با فرمت HD تصویربرداری خواهدشد.
این فیلم جدا از ساختار تروکاژی خود «مبتنی بر فضای رئال – انیمیشن» برپایه مستنداتی برگرفته از متون کهن ایرانی نظیر متن‌های اوستایی و گزارش‌هایی از پژوهشگران ایرانی و ساخت پایتخت‌هایی چون تخت جمشید و چغازنبیل، به مرور و بررسی تاریخ ایران از سلسه مادها تا ساسانیان می‌پردازد.
برپایه این گزارش، این فیلم با بررسی تطبیقی دست نوشته مورخانی چون هرودوت، کتزیاس و پلوتارک، به شکل‌گیری سلسله مادها و هخامنشیان، نبردهای ترموپیل [که فیلم 300 براساس آن ساخته شده]، ماراتن و سالامین، لشکرکشی اسکندر، دلایل ساخت تخت جمشید و چغازنبیل و ... می‌پردازد تا روایتی مستند از تاریخ چهار هزار ساله ایران را بازگو نماید.
این گزارش می‌افزاید: «پارسه پایتخت جهان» با ساختار مستند و علمی خود، فیلم هالیوودی 300 را که در مسیر تحریف تاریخ، خاصه در دوره هخامنشیان، تولید شده را به چالش کشیده و بی‌ارزش بودن آنرا با تکیه بر مستندات تاریخی، به تصویر در می‌آورد. 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 18:41  توسط سیناو 3 خبرنگار مافيايي(غزال سعيد پدرام)  |